воскресенье, 28 декабря 2014 г.

ماهی ها در سکوت میمیرند

1 комментарий:

  1. دوستان گرامی و هم میهنان بسیار ارجمندم درود بر شما،
    خوب است که پیش از تماشای این فیلم (که نه تنها دل هر ایرانی بلکه دل هر زن و مرد آزاده ی انیرانی را نیز می لرزاند) نگاهی دوباره به پشت سر بیندازیم تا بدانیم که چگونه بدست خود آتش به خرمن هستی خود زدیم...
    تنها برای آگاهی شما می گویم که پس از بسته شدن رود هیرمند به سوی ایران (از سوی دولت نو بنیاد جمهوری اسلامی افغانستان) در سال 1349 دولت شاهنشاهی ایران بی درنگ گروهی از ورزیده ترین کارشناسان ژاپنی را به ایران آورد تا با همکاری کارشناسان ایرانی چاره ای برای آب رسانی، و رهایی مردم سیستان از بند خشکسالی بیندیشند. در همان آغز کار دولت شاهنشاهی ایران با دولت نو بنیاد جمهوری اسلامی افغانستان کنار آمد و آن دولت را وا داشت تا آب را به روی ایران بگشایند، از سوی گروه کارشاسان برنامه ای ریخته شد که آب رودخانه ی هیرمند (که پس از چمگرد کوچکی در خاک ایران دوباره به خاک افغانستان می رود) از راه یک کانال بزرگ، آب هیرمند به سوی سه گودال بزرگ بنام چاه نیمه برده و در آنجا انبار شود، درست همانگونه که آب در پشت سد های بزرگ برای آب رسانی ذخیره می شود...
    این کانال اگر چه بیش از شش کیلومتر درازا ندارد، ولی از دیدگاه پهنا و ژرفا بزرگترین کانال آب رسانی جهان شناخته شده است( پهنای آن در بالا بیش از 130 متر و ژرفای آن در برخی جاها بیش از سی متر و پهنای بستر آنهم سی متر بود)....
    مجری این طرح من بودم که با 54 دستگاه ماشین آلات سنگین راهسازی( 34 دستگاه اسکریپر) کار خاکبرداری آن بزرگترین کانال جهان را انجام دادم...
    مانشگاه یا کمپی که من برای 120 تن از کارکنان خود در همان شهرک زهک در کنار شهر زابل، و در همین بیابانها که در این فیلم خواهید دید درست کرده بودم آراسته به پاکیزه ترین گرمابه ها.. بهترین و کارآمدترین کانتین .. سینما... میزهای بیلیارد و میزهای پینگ پنگ و دیگر سرگرمی ها برای کارکنان بگونه ای بود که در بسیاری از شبها بلند پایگان شهر زابل از فرماندار گرفته تا شهردار و رییس شهربانی و فرمانده ژاندرمری و دیگر بلند پایگان شهر به همراه خانواده هاشان برای تماشای فیلم های سینمایی و بازی بیلیارد و پینک پنک و دیگر سرگرمی ها و بهره گرفتن از بهترین خوراک ها و نوشاک ها به کمپ ما می آمدند و همراه با پرسنل کارگاه من شبی را به خوشی و خرمی می گذراندند...
    شهر زابل در پرتو مدیریت دولت شاهنشاهی و دلسوزیهای شاهنشاه آریامهر داشت می رفت که در ردیف یکی از زیباترین شهرهای آن سامان در آید، درست همانگونه که شهر بسیار واپس مانده ی دزفول از سال 1340 در پی اجرای برنامه های کشاورزی مکانیزه و کانال کشیهای نوین در پشت سد دز، و دیگر برنامه های شرکت آب و برق خوزستان و پایگاه نظامی وحدتی یک شبه ره سد ساله پیمود...
    دریغا و دردا که ملت ایران ارج آنهمه بهروزگاری ندانست و بدست خود آتش به خرمن هستی خود زد...
    خواهش می کنم این فیلم را تماشا کنید و از ژرفای دل به محمد و آل محمد و خمینی و دارو دسته خمینی نفرینی جاودانه بفرستید....
    فراموش نکنید که : انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!!... آن انرژی هسته ای که شاهنشاه آریامهر می خواست به ایران بیاورد اسلامی نبود، انرژی هسته ای از گونه ی اسلامی آخوندی اش حق مسلم ما است...
    اینک این فیلم را تماشا کنید

    http://youtu.be/t4jrlPa9O0Y

    ОтветитьУдалить